محمد باقر سعيدى روشن

80

علوم قرآن ( فارسى )

جسمانى است : قالَتْ يا وَيْلَتى أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ . « 1 » و « عجز » كه جمع آن « اعجاز » است پايانه ، انتها ، ريشه درخت را گويند كه قوام و حيات درخت بدان وابسته است و ضعف و سستى آن موجب زوال درخت است : فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ . « 2 » اعجاز در اصطلاح كلام و تفسير كار شگفتى را گويند كه مدعيان نبوت به رغم قوانين عادى و جارى طبيعت براى اثبات ادعاى خويش انجام مىدهند و ديگران از انجام آن ناتوانند . الاعجاز امر خارق للعادة ، مقرون بالتحدى ، سالم عن المعارضة يظهر اللّه على يد انبيائه ليكون دليلا على صدق رسالتهم . از تعريف ياد شده روشن مىگردد كه اعجاز داراى اين ويژگىهاى اساسى است : 1 . اعجاز يك كار عادى نيست بلكه امرى بر خلاف جريان طبيعى عالم و خارق عادت است . البته اين ويژگى فصل مميّز اعجاز پيامبران به شمار نمىآيد ، بلكه شامل افعال مرتاضان ، ساحران و كرامات اوليا و صالحان نيز مىگردد . 2 . معجزه‌اى كه نشانه نبوت است ، افزون بر خرق عادت قابل تعليم و تعلم نيست و مغلوب عوامل ديگر واقع نمىشود . 3 . همين طور از تعريف ياد شده دانسته مىشود كه اعجاز نبوى هميشه به منظور اثبات نبوت انجام مىگيرد و همراه با تحدّى و دعوت به همانند سازى است ، بر خلاف امور خارق العاده ديگر كه مقرون با تحدّى نمىباشد . اعجاز براى اثبات رسالت ، نه معارف معجزاتى كه پيامبران الهى عرضه مىكردند صرفا به منظور اثبات رسالت الهى خويش و ارتباط با جهان غيب بود . آنها نمىخواستند از طريق معجزه صحت

--> ( 1 ) - هود / 72 . ( 2 ) حاقه / 7 .